پنج شنبه ٢١ آذر ١٣٩٨ |

 
 
 
  موقعیت فعلی شما در پرتال
صفحه اصلي > تعالی سازمانی 
 
 
 
 
قیمت پایانی سهام: 4154
قیمت روز قبل: 4201
درصد تغییر: 1.12
حجم معامله: 8.176M
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


  چاپ        ارسال به دوست

مقاله تعالی سازمانی/مفهوم کیفیت از کجا آمد؟

•  مفهوم کیفیت از کجا آمد و چرا بشر به این نیاز رسید؟

 تاریخ بشر نشان می دهد که شاید از دو یا سه هزار سال گذشته مفهوم کیفیت وجود داشته است و در زندگی و جوامع گوناگون در زمان های مختلف تاریخی به بحث کیفیت اشاره می شده است اما خواستگاه بحث ما اشاره دارد به صد سال گذشته یا زمانی که مدیریت تعریف نوینی پیدا کرد. در زمانی که کمپانی فورد درامریکا نخستین بار خط تولید انبوه و مونتاژ را پدید آورد، می توان گفت آن روز نقطه شروع تعریف مدیریت نوین در صد سال گذشته است. کیفیت تعاریف مختلفی دارد. کیفیت را می توانیم بگوییم عشق است، بگوییم زیبایی است بگوییم هنر است و جنبه های مختلفی را برایش متصور بشویم. اما در محیط کسب و کار کیفیت فقط یک تعریف دارد و آن هم « رضایت مندی  مشتری» است.

امروزه، حتی در جامعه متخصصین تعبیر اشتباهی از کیفیت وجود دارد. زیرا کیفیت را هم معنی « مرغوبیت » می دانند . این نادرست است ، کیفیت یک چیز است و مرغوبیت چیز دیگری. مرغوبیت اشاره به کالا دارد اما  کیفیت اشاره به بازار و رضایت مشتری دارد. مرغوبیت اشاره به این دارد که شما یک کالایی را بر مبنای یک استاندارد مقایسه کرده و مشخص کنید که خوب است یا خوب نیست. در مورد تعریف مرغوبیت فردی می گوید مرسدس بنز خودروی خوبی است. اگر از عوام مردم بپرسید، انتظار داریم همه بگویند این خودرو فوق العاده است، اما اگر فردی کارشناس و صاحب نظر در این زمینه باشد حتما از شما سوال می کند با کدام استاندارد خوب است یا بد ، تا من خودرو را با آن مقایسه کنم. اگر تطابق با آن استاندارد دارد پس حتما خودروی خوبی است و اگر با آن استانداردها تطابق نداشته باشد، هر چقدر هم این خودرو عالی ساخته شده باشد خودروی خوبی نیست . ممکن است برای یک مشتری پراید خودروی خوبی باشد و یک مشتری مرسدس بنز را نیز خودروی مناسبی نداند و یک خودروی فراری چهارصدهزار دلاری بخواهد. این دو تعریف متفاوتی با هم دارند. از همین مثال استفاده کرده برمی گردیم به اینکه کیفیت جنبه های مختلفی دارد و اینکه چه چیزی موجب رضایت مشتری می شود. وقتی ما در مورد مرغوبیت جنس خاصی صحبت می کنیم، فقط درباره ی آن و تطابق آن با استاندارد صحبت می کنیم، در صورتی که کیفیت ویژگی های مختلف دیگری هم دارد. به طور مثال در مورد یک خودر وقتی می گوییم باید رضایت مشتری از خودرو وجود داشته باشد به این معناست که کیفیت از دید مردم این است که زیبا باشد و آپشنال باشد و ...  منظور از رضایت مشتری این است که اگر در جهان هفت میلیارد نفر وجود دارند می توان گفت هفت میلیارد تعریف کیفیت وجود خواهد داشت که این هفت میلیارد وقتی دارند خودرو می خرند به موضوعات مختلف فکر می کنند که حالا ما آنها را طبقه بندی کرده ایم. امروزه بشر در صنعت خودرو به این نتیجه رسیده که اگر فرمان خودرو پس از چند سال مستهلک می شود، بدنه و رینگ و قطعات دیگرش هم باید همزمان مستهلک شود. در قدیم اینگونه خودرو می ساختند که تمام قطعاتش پنجاه سال کار می کرد پس انطباق که یکی از ویژگی های های کیفیت است مورد توجه قرار نمی گرفت. خدمات پس از فروش و سرویس و سرویس پذیری از دیگر جنبه های کیفیت است. وقتی شما می خواهید یک تسمه عوض کنید باید کل موتور را پایین بیاورید. خوب این خودرو، خودروی خوبی نیست در مقام مقایسه با خودرویی که به سادگی با باز کردن دو پیج می توانید هر قطعه ای که بخواهید تعویض کنید. امروزه هم در قرن بیست و یکم دوستدار محیط زیست بودن خودرو یکی از ویژگی های کیفیت است که بایستی در ساخت به آن توجه کرد. ما از همین ویژگی ها استفاده می کنیم تا اثبات کنیم کیفیت و مرغوبیت دو چیز متفاوت است. به طور مثال بنز  کالای مرغوبی است زیرا با استاندارد مقایسه کردیم و متوجه شدیم کالای مرغوبیست، اما شاید خودرو های دیگر آپشن هایی داشته باشند که در نظر برخی افراد به بنز برتری داده شوند حتی می توان گفت بنز برای افرادی که بودجه خرید آن را ندارند نیز خودروی باکیفیتی نیست . اگر این را به تمام پدیده های محیط واطرافمان تعمیم بدهیم. مثلا ما یک جعبه دستمال کاغذی می سازیم ده هزار تومان و یک جعبه دیگر می سازیم هزار تومان. برای یک نفر آن هزار تومانی با کیفیت است و برای فردی دیگر خیر. ما این دو چیز را باید از هم جدا بدانیم. کیفیتی که در فضای کسب و کار به معنای رضایت مشتری است، بعضا رضایت مشتری ایجاد نمی کند. اگر شما بازار خودروی آمریکا را ببینید، درصد بسیار بالایی از بازار دست آسیایی هاست البته پیشتر تنها در دست ژاپنی ها بود ولی اکنون شرکت هایی مثل هیوندای و شرکت های کره ای دیگر به آن افزوده شده اند. علتش این است که یک مشتری آمریکایی که در هر خیابان ومحلی مجبور است بنزین را با قیمت های متقاوت در باک خودرویش پر کند، یکی از جنبه ها و ویژگیهای خودرو برایش این است که خودروی آن کم مصرف باشد به همین دلیل هم در آنجا به جای اینکه خودروی فورد بخرند تویوتا و امثال آن را خریداری می کنند به دلیل آنکه تویوتا کم مصرف است و دوام بیشتری دارد.

مدل های سرآمدی کسب و کار هم در ادامه و تداوم و سیر توسعه تاریخی کیفیت به کمک آدمی آمدند. هر چند که این مفاهیم از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. 

ریشه ی تاریخی مفهوم کیفیت در کجاست؟

تاریخچه کیفیت ، به حدود سه قرن پیش از میلاد برمی گردد . می توانیم بگوییم حمورابی (پادشاه بابل) تاکید بسیاری روی کیفیت داشته است، مسائلی که روی لوح (سنگ نوشته) حمورابی نوشته است ، امروز ما آن را به عنوان کیفیت می شناسیم. اگر بخواهیم توسعه وکیفیت مدیریت را از نظر صاحب نظران مختلف مثل آقای فیگن باند بررسی  کنیم، باید بگوییم که ابتدا کیفیت فقط مربوط به تولیدکننده بود، به این صورت که هر کسی چیزی تولید می کرد، خود مسؤول کنترل آن هم بود. کم کم وقتی کمپانی فورد به بازار آمد و برای نخستین بار تولید انبوه و مونتاژ را در صنعت معرفی کرد، افراد و اپراتور های تولیدکنندگان دیگر نمی توانستند خودشان کار خود را از دید کیفی کنترل کنند . به همین دلیل فورمن ها وارد کار شدند. و گفتند به ازای مثلا هر ده، بیست کارگر، یک سرپرست قرار میدهیم. یعنی سرپرست مسؤول کمی و کیفی بود. جلوتر که رفتیم با توجه به تولید انبوه و رشد نیاز مشتری به ویژه پس ازجنگ جهانی دوم، روز به روز تقاضا در بازار مصرف به شدت بالا رفت، به همین نسبت حجم کار افزایش یافت. پس از رکود دوران جنگ، دنیا به رشد اقتصادی رسیده بود. به همین دلیل هم فورمن ها دیگر برای کنترل کیفیت کارگشا نبودند، این رو بازرس هایی را انتخاب کردند وگفتند چند کارگر زیر نظر یک فورمن و چند فورمن زیر نظر یک بازرس قرار بگیرند و بازرس مسؤول کنترل کیفیت آنها باشد. وقتی جلوتر رفتیم و مفاهیم جدیدتری شکل گرفت، صاحب نظرانی همچون ادوارد دمینگ (Dr.W.Edwards Deming) به این نتیجه رسیدند که بازرسی دو اشکال خیلی بزرگ دارد. یک اینکه کار را بسیار گران می کند، زیرا هزینه کنترل کالا، قیمت تمام شده کالا را بالا می برد. موضوع دوم این بود که برخی از محصولات اصلا قابل کنترل صد درصد نبودند. فرض می کنیم ما روغن موتور تولید می کنیم، روغن موتور را که قطر ه قطره نمی توان بازبینی و بررسی کرد، باید بچ به بچ یا دسته به دسته یا تانکر به تانکر کنترل کیفیت شود. اینها پیش درآمدی بودند برای یک مفهوم نوین در کیفیت و کنترل ، به نام کیفیت آماری که برای نخستین بار آقای دمینگ فیزیک دان آمریکایی ، این نظریه را ارائه کرد . او گفت به شرطی که ما نمونه های مختلفی از محصولات را از گروههای مختلفی به صورت تصادفی انتخاب کرده و آنها را کنترل کنیم، می توانیم بگوئیم همه ی این محصولات را کنترل کرده ایم به شرطی که کنترل نمونه ها ،شاخص های لازم را برای کالاها از نظر کیفی دارا باشد. البته این نوع کنترل برای کالاهای گوناگون، تعاریف متفاوتی دارد. مثلا در مورد یک قطعه از هواپیما یا قطعه هایی که فوق ایمنی هستند مثل ترمز خودرو، باید بگوییم که کنترل همه قطعات الزامی است. اما در مورد بسیاری از محصولات نمونه گیری می شود و از روی نمونه ها، کنترل صورت می گیرد

 

مفهوم کیفیت از دید صاحب نظران

Deming : بهبود مستمر فرایندها ، محصولات و خدمات در جهت افزایش رضایت مشتری

 JURAN : مناسب بودن برای استفاده مشتریان

Feigenbaum: تمام ویژگی های مرکب از بازاریابی مهندسی ، ساخت و نگهداری محصول و خدمات که در حین استفاده از آنها انتظارات مشتری برآورده خواهد شد .

ابعاد کیفیت خدمت


•1-  پاسخگویی  Responsiveness
•2-  قابلیت اطمینان  Reliability
•3-   درک نیاز  Understanding
•4-  امنیت  Security
•5-  در دسترس بودن  Access
•6-  ارتباط خوب  Communication
•7-ملموس بودن  Tangibles
•8-  صلاحیت  Competence

بحث مدیریت کیفیت چگونه پدید آمد؟

مباحثی که مطرح شد مقدمه ای برای بحث «تضمین کیفیت» بود. تضمین کیفیت یعنی ما به چه شاخصه هایی درون یک سازمان توجه کنیم تا مطمئن شویم که کیفیت برقرار است. از آنجا کم کم بحث «مدیریت کیفیت» پیش می آید. بحثی که دارای جهان بینی گسترده تری است و می گوید اینطور نیست که الزاما، یکی از عوامل تولیدی در خراب شدن یک کالا موثر است. بلکه همه افراد یک سازمان در مرغوبیت و کیفیت کالا سهیم هستند. در گذشته اگر با یک دریل می خواستند یک قطعه ای را سوراخ کنند و خراب می شد، می گفتند این سوراخ را کارگر بد زده است، اما در نگاه مدیریت کیفیت می گویند اگرچه کارگر باید بداند که آن قطعه را چگونه جلویش قرار دهد، اینکه مدیر عامل  چه مواد اولیه ای خریده و در اختیار کارگر گذاشته نیز، در کار خوب و بد موثر است. کم کم مدیریت کیفیت به تعبیر بالغانه تری به نام TQM ( Total Quality Management ) یا مدیریت کیفیت فراگیر دست یافت که بر اساس آن تمام ارکان یک سازمان می توانند در کیفیت یک کالا موثر باشند و حتما باید به حوزه های مختلف توجه کنیم. مثلا در مدیریت کیفیت به همه موضوعات توجه می کردند ولی کسی توجه نمی کرد که تامین کننده هم در بحث مدیریت کیفیت می تواند موثر باشد. اما مدیریت کیفیت فراگیر اشاره دارد که حتی تامین کننده ای هم که شما مواد اولیه را از او می

خرید، بسته به این که به چه صورت کار می کند و چه محصولی را تولید میکند، می تواند در کار شما تاثیر بگذارد و البته به عوامل دیگری نیز در این فضا بایستی توجه داشت که اشاره به آنها از حوصله بحث خارج است.

در دهه پنجاه و شصت میلادی دکتر دمینگ اعتقاد داشت که در آینده دو نوع شرکت بیشتر وجود ندارد. یک ، شرکت هایی که مدیریت فراگیر را پذیرفته اند و نوع دوم شرکت هایی که از دور خارج شده اند. به باور دمینگ کسی که مدیریت فراگیر را نمی پذیرد، نمی تواند بقا داشته باشد.

چیزی که امروز دنیا به آن رسیده است و ما در جهان سوم کمتر آن را حس می کنیم اما آرام آرام درک می کنیم در حالیکه غربی ها آن را در دهه های گذشته درک کرده اند. اصلا خواستگاه این که آدمی به این نتیجه رسید که بحث کیفیت را بالغانه تر زیر نظر بگیرد و هوشمندانه با آن برخورد کند همین نیاز رقابتی است.  « اگر به بعضی از موضوعات توجه نکنیم از گردونه خارج می شویم .» ما در جهان سوم آن را خیلی درک نکردیم و هنوز فضای رقابت را متوجه نمی شویم و کم کم در بعضی از قسمت ها داریم متوجه می شویم که شاید در خیلی از صنایع ما می توانستیم کار کنیم ولی توجه نکردیم ، که یک سونامی به نام رقابت اقتصاد جهانی می آید و سر راه خود همه چیز را با خودش می برد. همه در اقتصاد دنیا باید با یک الفبا و با یک ادبیات با هم صحبت کنند. وقتی می خواهی با یک ادبیات جهانی حرف بزنی، باید همه آن ستون پایه های فکری، دیدگاه ها و نگرش ها با یک سری الفبای مشترک باشد. جهان اولی ها زودتر به این نتیجه رسیدند، به این دلیل که فضا رقابتی تر بود و جهان سومی ها آرام آرام دارند به این می رسند. زیرا ما در فضای رقابتی کار نکردیم و به عبارتی در کسب و کار و در نگاه به کار و زندگی خودمان دیدگاه استراتژیک نداریم. حتی شاید دلیلش این بوده که فکر می کردیم منابع زیادی داریم. غربی ها به این دلیل که فکر می کردند منابع کم و محدودیت بیشتری در استفاده از منابع دارند، تلاش کرده اند که استراتژیک تر با این مسئله برخورد کنند. نظریه پردازان کیفیت مثل دکتر دمینگ، دکتر جوران، پروفسور ایشیکاوا و... در این زمینه کارهای ارزشمندی انجام  دادند.

 

تعریف مدیریت کیفیت جامع(TQM )

مدیریت کیفیت جامع را می توان یک سیستم مدیریتی که به طور مداوم در حال تکامل است تعریف نمود .این سیستم شامل ارزش ها  (Values) ، تکنیک ها  (Techniques) یا متدلوژی ها (Methodologies) و ابزارهایی (Tools) است که هدف از آنها افزایش رضایت مشتریان داخلی و خارجی با کاهش منابع مورد نیاز به منظور افزایش توان رقابت پذیری سازمانها است .

 ابعاد رقابت پذیری (Competitiveness)

الف ) سطح ملی و کشور  (National)

ب ) سطح بنگاه یا شرکت(Enterprise)

 

  •  مدل های سرآمدی کسب وکار چیست ؟

عبارت است از یک قالب یا چارچوب که از طرف شخص ، گروه ، مؤسسه ، کشور ، سازمانی محلی یا بین المللی برای مقایسه ، انتخاب و ارتقاء عملکرد سازمانها و شرکت ها طراحی و تعمیق می یابد .

 

•   مفهوم توازن در مدلهای سرآمدی کسب و کار

 رشد و ارتقاء عملکرد سازمان در تمامی ابعاد

کسب رضایتمندی کلیه گروه های ذینفعان

ایجادتعادل بین اقدامات و نتایج

پایداری موفقیت سازمان در کوتاه مدت و بلند مدت

 

 6- مدل های سرآمدی کسب و کارچگونه شکل گرفت ؟

پیش مقدمه ایجاد مدل سرآمدی کسب و کار بر اساس سیر و تحول تاریخی کیفیت به مدیریت کیفیت فراگیر(  TQM) برمی گردد.

« مدیریت کیفیت فراگیر» مقدمه پدیدآمدن یک مفهوم نوین به نام «مدل های سرآمدی کسب و کار» شد. ژاپنی ها در بخش مدیریت کیفیت فراگیر پیشروتر از همه دنیا بودند. حتی آمریکایی ها هم نتوانستند مانند ژاپنی ها در مورد کیفیت فراگیر عمل کنند. شاید یک دلیل برتری ژاپنی ها و پیشرفته تر بودن آنها فرهنگ شان بود. چون «مدیریت کیفیت فراگیر»

تا اندازه ی زیادی به فرهنگ یک جامعه وابسته است. به هر اندازه زیرساخت فرهنگی قوی تری داشته باشید و فضای فرهنگی کار وجود داشته باشد حتما می توانید از این مفاهیم بیشتر در جامعه و سازمان بهره

بگیرید و ژاپنی ها خیلی در این زمینه موفق بوده اند. پایه گذار مدل های سرآمدی کسب وکار ایده اولیه دکتر دمینگ در سال 1951 بود. زمانی که ژاپنی ها بعد از جنگ جهانی دوم به شدت دچار رکود بعد از جنگ شده بودند و همانطور که می دانید ژاپن در آن زمان، بدهکارترین کشور دنیا بود. از لحاظ فرهنگی نیز در آن زمان ژاپنی ها در دهه پنجاه عقب افتاده بوده اند. در آن زمان کالای ساخت ژاپن یک ننگ بود، یعنی اگر روی کالایی نوشته بود ساخت ژاپن کسی نمی خرید .(مثل کالاهای درجه سه و چهار چین امروز) این موضوع باعث نگرانی ژاپنی ها شد. آنها به این فکر افتادند که باید یک سری تغییراتی ایجاد کنند. در این کش مکش ها دنبال کسی بودند که بتواند به آنها کمک کند که توانستند آقای دکتر دمینگ را بیابند. دکتر دمینگ را انجمنی به نام انجمن دانشمندان ژاپنی

دعوت کرد. ژاپنی ها برای رهایی از آن وضعیت از دمینگ درخواست کردند راهکار پیشنهاد بدهد. آقای دمینگ دیدگاه هایی داشت که آنها بر اساس فراگیری و بحث کیفیت بود. ژاپنی ها خیلی خوب توانستند از این مطلب استفاده کنند. او پایه گذار جایزه ای به نام جایزه دمینگ در ژاپن شد. جالب است که این جایزه ی دمینگ اسمش آمریکایی است. چرا اسم جایزه را دمینگ گذاشتند؟ زیرا هنوز صاحب نظران ژاپنی این موفقیت را مدیون دکتر دمینگ می دانند و او بود که پایه گذار ابتدایی مدل های کسب درآمد شد. پایه گذار تفکر کسب وکار مدل دمینگ است اما بسیاری از دانشمندان صاحب نظر، بر این باورند که این مدل، یک مدل سرآمدی کسب کار نیست زیرا ادبیات و چهارچوب آن با مدل های سرآمدی کسب و کار امروزی خیلی فرق می کند. در سال 1951 در ژاپن مسابقه ای بین تولیدکنندگان برگزار شد که در این مسابقه ارزیابی هایی در دو موضوع، یکی درباره ی سازمان و دیگری درباره ی مدیران ارشد سازمان صورت گرفت که نام جایزه این مسابقه جایزه دمینگ بود. به دلایل زیادی که در این بحث نمی گنجد دانشمندان ایرادهایی به نظریه دمینگ دارند. به طور مثال چرا مدیران ارشد سازمان باید جداگانه ارزیابی شوند؟ آیا مدیران ارشد جزء سازمان نیستند یا به عبارتی آیا عملکرد و موفقیت یک سازمان مدیون مدیران ارشد نیست؟

در دهه هفتاد و هشتاد در زمان ریاست جمهوری آقای رونالد ریگان، آمریکا در برابر ژاپن سهم خود را در بازار جهانی به ویژه در تولید خودرو از دست داد و در خیلی از موارد دچار رکود اقتصادی شد ژاپنی ها معتقد بودند پیشرفت آنها برآمده از نگاهی است که از یک امریکایی یعنی دکتر دمینگ آموخته اند. بنابراین آقای ریگان، توسط وزیر بازرگانی وقت خود آقای مالکوم بالدریج (Malcolm Baldrige)  گروهی پدید آورد این گروه بررسی هایی درباره ی مدل های سرآمدی کسب و کار انجام داد که نتیجه آن به پدید آمدن جایزه ای در امریکا

به نام جایزه مالکوم بالدریج یا مدل سرآمدی مالکوم بالدریج انجامید

که هم اکنون نیز وجود دارد.

اروپا هم به عنوان سومین قطب اصلی صنعتی دنیا در میدان رقابت با ژاپن و آمریکا در سال 1988تشکلی کاملا غیر انتفاعی به نام «بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت» راه اندازی کرد که متشکل از چهارده شرکت بخش خصوصی از جمله بوش، نستله و... بود. همه منابع مالی آن را خود شرکت ها بدون حمایت دولت ها تامین می کردند. این تشکل امروزه به دهها شرکت توسعه پیدا کرده است. هدف «بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت » حفظ تعالی و سرآمدی در اروپا و چشم اندازش هم درخشش سازمان های اروپایی در جهان تعریف شد. سه سال بعد، در سال1991 این بنیاد مدل سرآمدی کسب و کارEFQM را ارائه داد. در سال 1999  این مدل دچار یک باز نگری اساسی شد و در سال 2003،2005 و 2010  دچار تغییرات محدود دیگری شد که به دلیل تخصصی بودن تغییرات، از بیان آنها صرف نظر می شود . به هر رو این تغییرات برای رفع ایرادهایی بود که در کار نمود یافت و بررسی بازخوردها نشان می داد. مدیریت، بی تردید در دنیا و جهان اول دست آورد کار عملی است. باور نادرستی که در کشور ما وجود دارد اینست که وقتی درباره دانش مدیریت سخن می گوییم می گویند این حرف ها

برای داخل کتابها است اما در دنیا این حرف ها برای درون کتاب ها نیست. آنها در شروع کار یک سری افراد را مامور کردند تا در سازمان ها رفتار و روال جاری را بررسی و ثبت کنند، این دسته افراد موارد مختلف از تولید تا رفتار سازمانی و... همه را زیر نظر گرفتند ثبت کردند. بعد این داده ها و بازخوردها را پیوسته بررسی و اصلاح کردند و بدین ترتیب صیقل خورد تا تبدیل به مدل هایی شد که امروز ما به سادگی کتاب را باز می کنیم و آنها را مطالعه می کنیم، اما چون احساس نیاز نکرده ایم و برای به دست آوردن آنها زحمت نکشیده ایم،

به حقیقت آنها پی نمی بریم و نمیت وانیم از آنها بهره بگیریم. اینها نتیجه احساس نیاز است، ژاپنی ها در دهه 50 احساس نیاز کردند چون پی بردند که به سمت مرگ می روند چراکه چیزی برای زندگی ندارند.

در بحث مدیریت نخستین موضوعی که مطرح می شود، «نیاز» است؛

بنابراین این مدل ها پس از درک نیاز ها و بررسی کار های عملی ارائه شده اند و برای تکمیل و یخته تر شدن این مدل ها تغییراتی انجام شد. انجام تغییرات ضروری است، زیرا در دنیا ادبیات اقتصاد تغییر می کند و فضا متحول می شود و تمام علوم در حال تغییر است و در نتیجه رقابت سخت تر و نگاه کارشناسان سخت تر و بالغانه تر می

شود. امروزه امریکا یعنی به طور کلی قاره امریکا از جمله آمریکای لاتین مثل برزیل از مدل سرآمدی مالکوم بالدریج، ژاپنی ها از مدل دمینگ و کشورهای دیگر به ویژه اروپا از مدل EFQM بهره می گیرند. در ایران نیز یک پروژه بزرگ به نام « استراتژی توسعه صنعتی کشور» تعریف شد که چندین پروژه فرعی داشت، یکی از این پروژه

 های فرعی بررسی مدل سرآمدی کسب و کار بود. سرانجام در سال 1383 پس از یک سری تحقیقات، در دانشکده مدیریت دانشگاه صنعتی

شریف به این نتیجه رسیدند که روی مدل EFQM کارکنند که هم اکنون نیز در حال اجراست. این تحقیقات و پروژه به سفارش وزارت صنایع و معادن در دانشگاه شریف انجام شد، پس از آن وزارت صنایع و معادن موسسه مطالعات و بهره وری منابع انسانی به عنوان یکی از زیرمجموعه های خود را به عنوان مجری این طرح انتخاب کرد، بر این اساس جایزه ی بهره وری و تعالی سازمانی تعریف شد که دبیرخانه

 ی آن در همین موسسه است. هم اکنون در دنیا هر چه بیشتر شاهد استقبال از مدل های سرآمدی کسب و کار هستیم که به نوبه خود موجب رشد و شکوفایی اقتصاد کشور ها شده است به طور مثال در سال های دورتر هیچ گاه چین یا هندوستان در معادلات رقابت حضور نداشتند در

حالیکه در سالهای اخیر چین وارد این معادلات شده و بی درنگ پس از چین در سال های آتی ما شاهد رشد ناگهانی هندوستان خواهیم بود. در کشور هندوستان به دلیل سرمایه گذاری روی زیر ساخت ها رشد اقتصادی شگفت انگیزی را شاهد هستیم و این کشور روز به روز از دید اقتصادی شکوفا تر می شود .

 

جایزه کیفیت دمینگ

 

در سال 1951 به پیشنهاد آقای کنچی کویاناگی (Kenchi Koyanagi) توسط اتحادیه مهندسین و دانشمندان ژاپنی (JUSE)به یادبود خدمات برجستهدکتر دمینگ ایجاد شده است .

 

جایزه ملی  کیفیت مالکوم بالدریج آمریکا

 این جایزه به عنوان موتور محرکه شرکت های آمریکایی با بررسی نقاط قوت و ضعف جایزه کیفیت در ژاپن شکل گرفت.

آغاز به کار در سال 1987 با امضاء قانون شماره 107-100 توسط رونالد ریگان

جایزه  کیفیت اروپا  EFQM

European

Foundation for

Quality

Management

 آغاز به کار در سال 1991 توسط بنیاد مدیریت کیفیت اروپا

     بخش های اصلی مدل EFQM  چیست ؟

  مفاهیم بنیادین    Core values and Concepts    

  معیارهای سرآمدی Criteria 

 منطق رادار Radar

 مدل امتیازدهی Scoring Model

 روشهای خود ارزیابی Self-Assessment Framework


١١:٣٤ - شنبه ٥ دی ١٣٩٤    /    عدد : ٧٩٨٢٦    /    تعداد نمایش : ٢٨٩٦


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به شرکت مخابرات استان تهران می باشد... Copyright © 2012 tct.ir. All Rights Reserved