پنج شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٦ |
همکاران گرامی ، به منظور دریافت پیامک صورتحساب تلفن ثابت خود ، لطفا شماره تلفن همراه و کد ملی خود را با تماس با سامانه 2021 ،اعلام فرمایید.

 


  چاپ        ارسال به دوست

به بهانه سالگرد شهادت میثم تمار

الف)نسب:
میثم, فرزند یحیى, ابتدا غلام زنى از طایفه بنى اسد بود, حضرت على(ع) او را خرید و آزاد کرد. 1

وى در زمان پیامبر نیز مى زیست; هر چند در حوادث زمان آن حضرت یادى از او نشده, اما او را از اصحاب پیامبر(ص) به شمار آورده اند.


شیعه وفادار:
میثم تمّار, مسلمانى فداکار و شیعه اى وفادار و خالص بود. گفته اند که شش پسر داشت که همه همچون پدر, در راه ایمان و مسلمانى استوار بودند و از هواداران اهل بیت به شمار مى رفتند. آنها مورد علاقه امامان شیعه بودند. امام حسین, امام باقر و امام صادق & بارها از میثم به نیکى یاد کرده اند.2

 

ب)ارتباط با امام علی علیه السلام


ارتباط میثم با علی درزمان خلافت آن حضرت صمیمی تر وبیشتر شد.در همان زمان بود که حضرت او را از بردگى رهاند و آزاد کرد.وى شیفته آن بود که از محضر امیر مؤمنان على (ع) علم و حکمت بیاموزد. از این رو دل و جان خود را دربست در اختیار معارف علوم علوى گذاشت. حضرت (ع) نیز که او را لایق و با استعداد یافت, دانش و حکمت هاى فراوانى به وى آموخت, حتى برخى اسرار را که به هر کس نمى توان گفت و آگاهى از حوادث آینده و بلاها و فتنه هاى زمانه را در اختیار او گذاشت. از این رو میثم تمّار را (صاحب سرّ) امیر المؤمنین مى دانند.3

گاهى میثم تمّار, گوشه اى از آموخته ها و رازهایى را که از امام خود فرا گرفته بود, با مردم در میان مى گذاشت و مایه شگفتى آنان مى شد. این نوع علوم و آگاهى ها را (علم مَنایا و بلایا) مى نامند. میثم تمار, رازدار بود و جز به ضرورت و هنگام نیاز, آنچه را از مولایش فرا گرفته بود, فاش نمى ساخت.
وى در کوفه مى زیست و علی (علیه السلام)گاهى به مغازه خرما فروشى او مى رفت و هم صحبتش مى شد و در این دیدارها از قرآن و حکمت هاى دینى به او مى آموخت.4

در صحنه هاى مختلف, پا به پاى یاران خالص على(ع) حضور داشت و همچون پروانه اى از فروغ ولایتِ علوى, نور مى گرفت. همراه افراد زبده اى چون (کمیل) در مواقف نیایش و عبادت مولا حاضر مى شد. انیس شب هاى عرفانى آن حضرت و همدم راز و نیازهاى امام بود.
صحنه هایى از عبادت هاى نیمه شب حضرت در صحراهاى بیرون کوفه و رازگویى هاى مولا با چاه, از زبان میثم تمّار نقل شده است.5

 

آگاهی از شهادت


میثم, به واسطه آنچه از زبان مولایش شنیده بود, از شهادت خود آگاه بود. حضرت روزى به او فرمود: اى میثم! چه خواهى کرد آن روز که فرزند ناپاک بنى امیه (ابن زیاد) از تو بخواهد از من بیزارى بجویى؟
میثم گفت: نه, به خدا سوگند, هرگز چنین نخواهم کرد.
امام (ع) فرمود: در غیر این صورت تو را به دار مى آویزند و مى کشند.
گفت: صبر و مقاومت مى کنم. این در راه خدا برایم قابل تحمل است... .
از این رو میثم, پیوسته انتظار شهادت داشت و شهادت بر سر عقیده و ایمان را افتخار مى دانست و با همه خطرها و فشارها, هرگز از دفاع و جانبدارى خاندان رسالت و خط امامت و ولایت دست برنمى داشت.


نشر فضایل ومعارف اهل بیت:


مردم کوفه, در آن دوران خفقان که امویان حکومت را در دست داشتند, فضایل اهل بیت و مناقب امیر مؤمنان را از زبان او مى شنیدند. او به توصیه مولایش على(ع) عمل مى کرد و فضیلت هاى آن حضرت و این خاندان پاک را همه جا نشر مى داد, با آن که مى دانست او را دستگیر خواهند کرد و از شاخه نخلى به دار خواهند آویخت. حتّى آن درخت خاص ّ را هم مى دانست کدام است.


گاهى هنگام عبور از کنار آن درخت که على(ع)به وى نشان داده و فرموده بود که بعداً با این درخت, ماجراها خواهى داشت, مى ایستاد و در پاى آن نخل نماز مى خواند و مى گفت: مبارکت باد اى نخل! مرا براى تو آفریده اند و تو براى من روییده اى. همیشه به آن نخل مى نگریست. 6

 

ویژگى هاى میثم
میثم تمّار, ویژگى هاى برجسته اى داشت; از جمله:


1 ـ خطابه و سخنورى: میثم, بیانى رسا و نطقى گویا داشت و در بازار کوفه, رئیس صنف میوه فروشان و سخنگوى آنان بود. او هنگام شکایت بازاریان کوفه از ابن زیاد, به عنوان نماینده آنان نزد والى کوفه رفت.7


2 ـ تفسیر قرآن: از آموخته هاى دیگر میثم تمّار از على بن ابى طالب(ع), علم قرآن و معارف کتاب الهى بود. روزى میثم با ابن عباس ـ که او نیز از شاگردان على(ع) در تفسیر قرآن بود ـ در مدینه دیدار کرد و به او گفت: آنچه از تفسیر قرآن مى خواهى بپرس. من تمام قرآن و تأویل آن را نزد على(ع) فرا گرفته ام. ابن عباس, کاغذ و دواتى طلبید تا سخنان میثم را در تفسیر قرآن بنویسد. میثم در باره جزئیات شهادت خویش, طبق آنچه از امیر مؤمنان شنیده بود, با ابن عباس صحبت کرد و او را شگفت زده نمود.8

 

3 ـ راوى حدیث: وى احادیث بسیارى از على(ع) شنیده و آنها را در یک مجموعه گردآورى کرده بود. آنچه در فرصت هاى مختلف از پیشواى خود روایت مى کرد و از حوادث آینده خبر مى داد, اهتمام او را به این موضوع نشان مى دهد. دو تن از پسرانش به نام صالح و یعقوب نیز مطالبى را از نوشته هاى او روایت کرده اند. 9


4 ـ علم به اسرار: همچنان که پیشتر اشاره شد, او علم (بلایا و منایا) داشت; یعنى از حوادث آینده و نحوه مرگ و میر افراد و فتنه هایى که بعداً قرار بود اتفاق بیفتد, خبر داشت. هم نامه سربسته مى خواند و هم راز نشنیده مى گفت و آن همه را از مولایش امام على(ع)فرا گرفته بود; مثلاً شهادت خود را پیش گویى مى کرد, خبر مرگ معاویه را یک هفته قبل از آن به ابو خالد گفته بود, قیام مختار را در کوفه نیز پیش گویى کرده بود10, از حادثه جان گداز کربلا هم خبر داشت, با آن که خودش سال ها پیش از آن واقعه به شهادت رسید.


روزى به زنى به نام (جبله مکّى) گفته بود: این امت, پسر دختر پیامبرشان را در دهم محرم مى کشند و دشمنان خدا این روز را مبارک مى دانند; این داستانى است که مولایم امیر مؤمنان(ع)به من خبر داده و فرموده است که همه چیز بر حسین بن على(ع) خواهد گریست. 11

 

روزى در مجلس بنى اسد با حبیب بن مظاهر (از شهداى کربلا) دیدار کرد و با او گفتارى مفصل داشت. حبیب, در سخنى اشاره آمیز, خبر از شهادت میثم داد و گفت: گویا پیرمردى را مى بینم که در راه دوستى با خاندان پیامبر, او را به دار مى زنند و بر چوبه دار, شکمش را مى درند (اشاره به شهادت میثم در کوفه).


میثم هم در جوابش گفت: من نیز مردى سرخ رو را مى بینم و مى شناسم که براى یارى فرزند دختر پیامبرش قیام مى کند و کشته مى شود و سرش در کوفه گردانده مى شود (اشاره به شهادت حبیب در کربلا).


مردمى که شاهد این گفت گو بودند, سخنان آن دو بزرگوار را مسخره کردند و دروغ پنداشتند ; اما چند روزى نگذشت که میثم بر دار آویخته شد و چندى بعد نیز حبیب بن مظاهر در کربلا شهید شد و سر او را نیز بر نیزه زده, به کوفه آوردند. 12

فرجام سرخ
وقتى میثم از سفر حج به سوى کوفه برمى گشت, ابن زیاد دستور دستگیرى او را داده بود.
گماشتگان والى, در (حیره) میثم را پیش از آن که به کوفه و خانه خود برسد, دستگیر کردند. وى هنگام دستگیرى, سالخورده و نحیف بود و جز پوستى بر استخوان هایش نمانده بود;13 هر چند قلبى شجاع و دلى نیرومند داشت.


او را پیش ابن زیاد بردند. حرف هایى میان او و ابن زیاد ردّ و بدل شد. والى کوفه از او پرسید: پروردگارت در کجاست؟ میثم تمار جواب داد: در کمین ستمگران, که تو نیز یکى از آنانى.


گفت: باید از على بن ابى طالب(ع) بیزارى بجویى و به او ناسزا بگویى, و گرنه دست ها و پاهایت را بریده, بر دار خواهم آویخت.
میثم گفت: مولایم على (ع)به من خبر داده که مرا به دار مى آویزى و زبانم را مى بُرى.


ابن زیاد براى ابراز دشمنى خود, گفت: دست و پایت را مى برم و رهایت مى کنم تا دروغ مولایت آشکار شود.
دستور داد او را به دار آویختند. میثم تمار بر فراز دار هم از فضایل على بن ابى طالب(ع) مى گفت و اعلام مى کرد: اى مردم! هر کس دوست دارد حدیثى از سخنان على(ع) را بشنود, پیش از آن که کشته شوم بیاید. من شما را از حوادث آینده تا پایان جهان خبر مى دهم. مردم مشتاقانه براى شنیدن سخنانش گرد آمدند و او از فراز دار بر ایشان سخن گفت و فضایل خاندان پیامبر را به گوش مردم مى رساند.


سرانجام, دشمنان این سخنان را تاب نیاوردند, از این رو به دستور ابن زیاد, زبان او را بریدند و وى را با ضربت نیزه ها بر فراز دار به شهادت رساندند.
مدتى پیکر پاک او بر سر دار بود و ابن زیاد براى زهر چشم گرفتن از مخالفان اجازه نمى داد آن را پایین آورند. هفت نفر از دوستان غیرت مند او با هم هم پیمان شدند و شبى نگهبانان را غافلگیر کردند, جسد را پایین آوردند و آن را به خاک سپردند. مأموران, فردا صبح جنازه را بر دار ندیدند و هر چه گشتند نیافتند. 14
مرقد مطهر و الهام بخش آن شهید راه عقیده و ایمان, در محلى میان نجف و کوفه است و شیفتگان حق, آن را زیارت مى کنند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت ها:
1ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید, ج 2, ص 291.
2ـ بحار الانوار, ج 53, ص 113.
3ـ سفینة البحار, ج 2, ص 524.
4ـ همان, ص 525.
5ـ بحار الانوار, ج 40, ص 200; نفس المهموم, ص 60.
6ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید, همان, ص292ـ رجال کشّى, ص 86.
8ـ سفینة البحار, همان, ص 524.
9ـ همان.
10ـ رجال کشّى, ص 80; بحار الانوار, ج 42, ص 125.
11ـ بحار الانوار, ج 45, ص 202
12ـ نفس المهموم, ص 60.
13ـ همان, ص 59.
14ـ رجال کشّى, ص83.


ارسال: سید محمد محسنی ارمکی

14


٠٩:٢٢ - چهارشنبه ٢٢ شهريور ١٣٩٦    /    عدد : ٩٥٢٧٥    /    تعداد نمایش : ٣٢٧


کاربر مهمان
1396/06/22 10:46
1
0
بنام خدا سلام سلام به اسلام روز جمعه را را روز مباهله پیامبر گرامی اسلامی اسلام صلی الله علیه وال وسلم یاد کرده اند در حدیث شریف کسائ به بزگترین و با اهمیت ترین افراد امت رسول الله متمسک شدهایم روز مباهله و نفرین حضرت پیامبر-ص- به دیگر اقوام منکر خدا و دین و عصمت و طهارت و امامت جای افتخار ما شیعیان و مسلمانان را دارد که همه با جمع کردن حتی اسامی این بزرگواران جای تهی خالی کردند و عظمت اسلام و تشیع و پیروی این خاندان مرام و ارمان ماست که خود این بزرکان از حضرت فاطمه سلام الله علیه که مدفن این بزرگوار مشخص نیست از دست قوم بد عهد و ناکس تا حضرت مهدی که از دیده های ما غایب است در این راه که عظمت هر مومن و ایمان اورنده ای است همه چیز خود را دادهاند هر مومنی و ایمان اورنده ای در هر مقطع زمانی این بزرگواران نگاه به زمانه نکردند بلکه نگاه و افق دید برای اینده داشتند و در زمان زندگی نمی کردند و در مکان بلکه میسر بودند و سیر می کردند سیر الی الله داشتند و این سیر الی الله است که زمان را در برهه های واقعی راهنمایی می کند مباهله و برههای زمانی پیش روی این امامت بزرگ که بشر را متحول کرد و مباهله ا ی که هنوز معاندان و منکران دین و عصمت و طهارت در جای جای ان به نوعی انجام می شود و هنوز که هنوز است در صحنه گیتی این سنت پیامبر به کارگزاران این مقابله با دین اجازه ارض اندام عقیدتی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی نمی دهد کالبداین مباهله و قالب این مباهله را در صحنه های قناعت و مناعت و کرامت و استقامت و بزرگی شخصیت وابعاد وجودی این بزرگواران در یمن و عربستان و لبنان و مصر و لیبی عراق و سوریه و بیشتر کشورهای اسلامی می بینیم و مباهله یک جریان نبود در یک مقطع داستانی و به عبارت ساده یک معجزه موقت و مانی خاص در ان زمان یک اصل بی بدیل اعتقادی مستمذر در نظام افرینش بود که تکوین شد و با مباهله بصورت تشریع برای همه تشریح شد و ادامه دار است همانطور که می بینید ادامه ان با غایب از نظر حضرت مهدی و خدا می داند وبس مباهله را خدا با امامت ادامه داد و در وصیت نامه شهدای ما و دیگر کشورهایی مسلمانان به این مباهله برای افکار عمومی تذکر داده شده است پس مباهله ادامه دارد و راستین این سخن وصیت نامه شهدائ است و انها شاهدان اصلی این اسلان ناب محمدی-ص- هستند و مباهله ادامه دارد مثل سر دادن محسن حججی که در ذهن ما جسم است ولی این کمال تجسم پاکی جسم برای خاک تمام ملتهای اسلامی است و سر برای سریر خون دادن که سر ها در روی زمین بر تن بماند نمونه بزرگ مباهله جسمی و معنوی اعتقاد به امامت است کالبد شکافی مباهله در نفس هر انسانی وجود دارد saerch خود را روشن کنید و ما را هم دعا کنید .
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




 
 
مطالب مرتبط
 
 
پیوند ها
سایت شهدا

شعار سال محابرات

ارتباط با مدیرعامل

توسعه  و تعالی سازمانی

مسولیت اجتماعی

مدیریت دانش
 
   
 
.

عکس روز
پاسخگویان برتر 2020 شرکت پیشگامان خدمات اول مخابرات تهران مبین در تیر ماه معرفی شدند
پاسخگویان برتر مرکز تماس 2020 تیر ماه از کارکنان شرکت پیشگامان خدمات اول مخابرات تهران مبین با حضور مهندس نجم آبادی مدیرکل خدمات پس ازفروش و مهندس سهیلی مدیرکل منطقه 6 مخابراتی
 ٠٨:٢٦ - سه شنبه ١٤ شهريور ١٣٩٦ - نظرات : ٤متن کامل >>
رهبر انقلاب فرمودند: دولت‌های اسلامی باید علیه جنایات دولت میانمار اقدام عملی کنند
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز (سه‌شنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه با اشاره به حوادث فاجعه‌آمیز میانمار، از سکوت و بی‌عملی مجامع جهانی و مدعیان حقوق بشر در قبال این فجایع به‌شدت انتقاد کردند.
 ٠٧:٥٣ - چهارشنبه ٢٢ شهريور ١٣٩٦ - نظرات : ٠متن کامل >>

تخصیص 22 میلیون ریال پاداش به پیشنهاددهندگان سومین هفته شهریورماه 96
22 میلیون ریال پاداش در سومین هفته شهریور ماه توسط کمیته جامع تخصصی نظام پیشنهادها به 10 پیشنهاد برتر تخصیص یافت.
 ٠٨:٢٩ - چهارشنبه ٢٢ شهريور ١٣٩٦ - نظرات : ١متن کامل >>

برگزاری جشن 110 تن از بازنشستگان مخابرات منطقه شش
رضا براتي _ به مناسبت عید سعید غدیرخم و در آستانه روز تکریم از بازنشستگان مجلس جشنی در روز سه شنبه 21 شهریور ماه 96 در نمازخانه ستادی با حضور
 ١٤:٤ - شنبه ٢٥ شهريور ١٣٩٦ - نظرات : ٧متن کامل >>

آشنایی با مرکز مخابرات ابوذر در منطقه 6
مهندس خلیلی رییس مرکز مخابرات ابوذر در منطقه 6 متولد 1343 فارغ التحصیل رشته فناوری اطلاعات گرایش امنیت در مقطع کارشناسی است.
 ٠٨:١٢ - يکشنبه ١٢ شهريور ١٣٩٦ - نظرات : ١٥متن کامل >>

 
بازديدکنندگان امروز : 931     |    کل بازديدکنندگان :  76486160    |    بازديدکنندگان آنلاين :  4